آیا پیش از ازدواج باید با سه نفر آشنا شویم؟ پنج نفر؟ ده نفر؟ آیا اصلاً عددی وجود دارد که نشان دهد چه زمانی باید جستجو را متوقف کنیم و یک رابطه را جدی بگیریم؟
احتمالاً شما هم هنگام تصمیمهای مهم با این فکر روبهرو شدهاید: «نکند گزینه بعدی بهتر باشد؟» این تردید میتواند هنگام انتخاب خانه، شغل یا حتی شریک زندگی ظاهر شود. یک مسئله مشهور ریاضی برای چنین موقعیتهایی راهکاری پیشنهاد میکند که به «قانون ۳۷ درصد» معروف شده است.
اما پیش از آنکه زندگی عاطفیمان را به ماشینحساب بسپاریم، باید یک نکته مهم را بدانیم: ۳۷ درصد یک نسخه علمی برای ازدواج نیست؛ راهحل یک مسئله فرضی با شرایط بسیار محدود است.
مریم قصد دارد خانهاش را عوض کند. پس از دیدن چند آپارتمان، به موردی میرسد که نور مناسب، دسترسی خوب و قیمت قابلقبولی دارد. همهچیز برای امضای قرارداد آماده است؛ اما همان شب ذهنش درگیر میشود:
«اگر فردا خانه بهتری پیدا کنم چه؟ اگر واحد بعدی ارزانتر یا آرامتر باشد؟»
مسئله مریم فقط درباره خانه نیست. بسیاری از ما هنگام آشنایی عاطفی نیز چنین نگرانیای را تجربه میکنیم. ممکن است فردی مهربان، مسئولیتپذیر و سازگار به نظر برسد، اما ذهنمان همچنان بپرسد: «آیا باید بیشتر جستجو کنم؟»
این همان نقطهای است که ریاضیات مفهوم «توقف بهینه» را مطرح میکند: چه زمانی اطلاعات کافی داریم و ادامه جستجو دیگر سود چندانی ندارد؟
در نسخه کلاسیک این مسئله، فرض میکنیم تعداد گزینهها از قبل مشخص است. گزینهها یکییکی و با ترتیب تصادفی ظاهر میشوند، امکان بازگشت به موارد ردشده وجود ندارد و باید هر گزینه را همان لحظه قبول یا رد کنیم. همچنین فرض میشود میتوانیم گزینهها را بهوضوح از بهترین تا بدترین رتبهبندی کنیم.
در چنین شرایطی، راهبرد بهینه این است:
ابتدا حدود ۳۷ درصد گزینهها را فقط بررسی و رد کنید. بهترین گزینه این بخش را بهعنوان معیار در ذهن نگه دارید. پس از آن، نخستین گزینهای را انتخاب کنید که از تمام گزینههای قبلی بهتر باشد.
عدد دقیق این مرز برای مجموعههای بسیار بزرگ حدود ۳۶٫۸ درصد یا (1/e) است. با وجود این، احتمال پیدا کردن بهترین گزینه نهایی نیز فقط حدود ۳۷ درصد خواهد بود؛ بنابراین حتی در دنیای منظم ریاضیات هم خبری از تضمین نیست.
در یک مثال کاملاً ریاضی، اگر بدانید دقیقاً با ۱۰ نفر روبهرو خواهید شد، راهبرد بهینه این است که سه گزینه نخست را برای ساختن معیار مقایسه بررسی کنید. سپس نخستین گزینهای را انتخاب کنید که از هر سه گزینه قبلی بهتر باشد.
اما این مثال به هیچ عنوان به این معنا نیست که در زندگی واقعی باید سه نفر نخست را، حتی در صورت وجود سازگاری، کنار بگذارید یا از قرار دوم با آنها خودداری کنید.
مدل ریاضی فرض میکند هر گزینه را میتوان با یک مشاهده کامل شناخت. در حالی که انسانها را نمیتوان در یک ملاقات رتبهبندی کرد. ممکن است فردی در ملاقات اول مضطرب باشد، در بیان احساسات مهارت کمی داشته باشد یا برای ایجاد اعتماد به زمان نیاز داشته باشد. از سوی دیگر، یک برخورد جذاب اولیه نیز لزوماً شخصیت، مسئولیتپذیری یا ظرفیت فرد برای یک رابطه سالم را نشان نمیدهد.
قانون ۳۷ درصد زمانی خوب کار میکند که شرایط مسئله روشن و ثابت باشند. روابط انسانی تقریباً هیچیک از این شرایط را ندارند.
معمولاً کسی نمیداند در آینده با چند فرد مناسب آشنا خواهد شد. ممکن است آشنایی مهم بعدی یک ماه یا چند سال بعد اتفاق بیفتد.
نمیتوان افراد را با یک نمره کلی از بهترین تا بدترین مرتب کرد. ممکن است فردی از نظر عاطفی بسیار همراه باشد، اما درباره فرزندآوری، سبک زندگی، رابطه جنسی یا مرزهای خانوادگی دیدگاهی کاملاً متفاوت داشته باشد.
در مسئله ریاضی فقط انتخابکننده تصمیم میگیرد؛ اما در یک رابطه، هر دو نفر باید آزادانه یکدیگر را انتخاب کنند. رضایت، علاقه و آمادگی برای تعهد باید متقابل باشد.
رفتار فرد در موقعیتهای مختلف (هنگام اختلاف، خستگی، ناکامی، بیماری یا فشار اقتصادی) اطلاعاتی میدهد که معمولاً در یک یا دو ملاقات آشکار نمیشود.
حتی اگر فردی در بسیاری از معیارها مناسب به نظر برسد، رفتارهایی مانند تحقیر، کنترلگری، تهدید، اجبار جنسی، نقض حریم خصوصی یا نپذیرفتن پاسخ «نه» را نباید با ویژگیهای مثبت دیگر جبران کرد. سازمان جهانی بهداشت، احترام، امنیت و آزادی از اجبار، تبعیض و خشونت را از اجزای اصلی سلامت جنسی میداند.
در روانشناسی تصمیمگیری، از تعادلی میان «جستجو» و «بهرهبرداری» صحبت میشود. جستجو یعنی امتحان کردن گزینههای تازه برای بهدستآوردن اطلاعات بیشتر؛ بهرهبرداری یعنی استفاده از گزینهای که اکنون ارزش آن را میشناسیم.
یک مقاله مروری در مجله Neuropsychopharmacology توضیح میدهد که افراط نامتناسب در هر یک از این جهتها میتواند ناکارآمد باشد. جستجوی مداوم ممکن است مانع شکلگیری تجربه عمیق شود و چسبیدن انعطافناپذیر به گزینههای آشنا نیز میتواند با عادتزدگی یا کاهش انگیزه همراه باشد. با این حال، نقطه مناسب به فرد، محیط و شرایط تصمیم بستگی دارد و یک درصد ثابت برای همه وجود ندارد.
در روابط نیز همین تمایز اهمیت دارد. گاهی ادامه جستجو از ترس صمیمیت یا تصور وجود یک «فرد بینقص» ناشی میشود. گاهی هم ماندن در یک رابطه فقط به دلیل ترس از تنهایی است. هیچیک از این دو وضعیت را نمیتوان با یک فرمول عددی حل کرد.
پاسخ علمی و صادقانه این است: عدد مشخصی وجود ندارد.
ممکن است یک نفر پس از یک آشنایی سالم و طولانی به شناخت کافی برسد و فرد دیگری پس از چند تجربه هنوز معیارها یا نیازهای خود را نشناسد. تعداد آشناییهای قبلی بهتنهایی نشان نمیدهد که فرد برای ازدواج آماده است یا انتخاب مناسبی انجام داده است.
پرسش مفیدتر این نیست که «با چند نفر آشنا شدهام؟» بلکه این است که:
در صورت وجود سابقه فعالیت جنسی، گفتوگوی محترمانه درباره سلامت جنسی و انجام آزمایشهای لازم بر اساس سن، نوع تماس جنسی، سابقه فردی و نظر پزشک نیز میتواند بخشی از مراقبت مسئولانه باشد. توصیههای غربالگری عفونتهای آمیزشی برای همه افراد یکسان نیست و به عوامل خطر و شرایط هر فرد بستگی دارد.
قانون ۳۷ درصد را میتوان بهعنوان یک استعاره مفید به کار برد، نه دستورالعمل ازدواج.
پیام کاربردی آن این است که پیش از تصمیمهای بزرگ، مدتی را صرف شناخت معیارها، نیازها و خط قرمزهای خود کنیم. تجربههای قبلی میتوانند به ما نشان دهند چه نوع ارتباطی برایمان سالمتر است، چه رفتارهایی را نمیپذیریم و در یک رابطه به چه چیزهایی نیاز داریم.
اما «کالیبره کردن معیارها» با «استفاده ابزاری از آدمها» تفاوت دارد. افراد دوره آزمایشی یا نمونه آماری نیستند. هر آشنایی باید با صداقت، احترام به مرزها و روشن بودن قصد دو طرف همراه باشد.
ریاضیات نمیگوید پیش از ازدواج باید با تعداد مشخصی از افراد آشنا شوید. قانون ۳۷ درصد فقط نشان میدهد در یک مسئله بسیار ساده و فرضی، چگونه میتوان احتمال انتخاب بهترین گزینه را افزایش داد.
در دنیای واقعی، هدف پیدا کردن فردی نیست که روی کاغذ از همه بهتر باشد؛ هدف ساختن رابطهای است که در آن احترام، رضایت، امنیت، صمیمیت، مسئولیتپذیری و سازگاری وجود داشته باشد.
بنابراین شاید پرسش اصلی این نباشد که «آیا گزینه بهتری در راه است؟» پرسش مهمتر این است:
آیا این رابطه به اندازه کافی سالم، امن و دوطرفه هست که بتوانیم آن را آگاهانه ادامه دهیم؟
متخصص سلامت باروری و دارندهٔ فلوشیپ پزشکی جنسی؛ عضو هیئت علمی دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی. فعالیت دکتر کشاورز سالهاست که بر آموزش، پژوهش و مشاورهٔ تخصصی در حوزهٔ سلامت باروری و جنسی متمرکز است. با این باور که دانش درست و علمی در این حوزه باید به زبان ساده و قابلفهم در اختیار همه قرار بگیرد.
دربارهٔ دکتر کشاورزمحتوای این صفحه با هدف آموزش عمومی تهیه شده و جایگزین مشاورهٔ حضوری با پزشک نیست.