در روابط زناشویی، خیلی از دعواها فقط بر سر موضوعِ روز نیستند؛ بلکه ادامهی یک چرخهی قدیمیاند. وقتی شما و همسرتان وارد یک بحث میشوید، مغزتان سریع وارد حالت «تلاش برای رسیدن به هدف» میشود:
هدف میتواند برنده شدن، ثابت کردن حقانیت، وادار کردن طرف مقابل به اعتراف، یا حتی فقط شنیده شدن باشد.
همین انتظارِ پیروزی و هیجانِ درگیری باعث ترشح دوپامین میشود.
اینجاست که مغز شما فریب میخورد: با اینکه دعوا استرسزاست و رابطه را فرسوده میکند، اما چون دوپامین ترشح شده، مغز آن را بهعنوان یک فعالیت «پاداشدهنده» ثبت میکند.
به همین دلیل است که:
- ساعتها بعد از دعوا، هنوز مکالمه را در ذهنتان مرور میکنید.
- دیالوگهای جدید میسازید که «ای کاش این را میگفتم»
- یا حتی دوباره بحث را از نو شروع میکنید.
مغز در این حالت مدام پیام میدهد:
«نرو… بمان… این بحث هنوز پاداش دارد.»
چرا دعوا در زندگی مشترک تقویت میشود؟
پیروزی در یک دعوای زناشویی، حتی یک پیروزی کوچک، برای مغز یک پاداش روانی است. مغز یاد میگیرد:
«این رفتار → حس قدرت / تخلیه / برتری → دوپامین»
نکتهی مهم این است که فقط نتیجه مهم نیست؛
حتی انتظار برای برنده شدن، طراحی سناریوهای ذهنی، و پیشبینی واکنش همسر هم سطح دوپامین را بالا نگه میدارد.
به همین خاطر بعضی زوجها ناخودآگاه وارد دعوا میشوند:
نه برای حل مسئله
بلکه برای اینکه درگیری به آنها حس «زنده بودن»، «دیده شدن» یا «کنترل» میدهد.
ریشهی قدیمی یک الگوی زناشویی
این الگو معمولاً از کودکی شکل گرفته است.
اگر فردی یاد گرفته باشد که با پافشاری، بحث یا قهر به خواستهاش برسد، مغز او این مسیر را بهعنوان مسیر پاداش ثبت میکند.
در ازدواج، همین الگو دوباره فعال میشود:
هر بار که یکی از طرفین حس میکند «در این دعوا برنده شدم»،
چرخه تقویت میشود و دعوا به یک عادت رابطهای تبدیل میشود؛
حتی اگر پر از تنش، دلخوری و فاصلهی عاطفی باشد.
توهم کنترل در دعواهای زناشویی
در دعواهای تکرارشونده، معمولاً جملاتی مثل این را میشنویم:
«میدونم الان چی میخوای بگی»
«تو همیشه همینطوری»
«قابل پیشبینی هستی»
پیشبینی رفتار همسر به مغز حس کنترل و تسلط میدهد، و این هم خودش یک پاداش دوپامینی است؛ درست مثل وقتی در موسیقی نت بعدی را حدس میزنیم.
اما این شمشیر دولبه است:
با این حال، حتی احساس حقبهجانب بودن هم برای مغز پاداش دارد و چرخه دعوا را زنده نگه میدارد.
وقتی دعوا در ازدواج تبدیل به الگو میشود
در بیشتر زندگیهای مشترک، دعوا گاهی اتفاق میافتد.
اما برای بعضی زوجها، رابطه از یک دعوا به دعوای بعدی وصل شده است.
ممکن است موضوعها عوض شوند:
اما ریتم دعوا همان است.
بیل ادی (Bill Eddy)، متخصص حل تعارض، این وضعیت را «رفتار پرتنش» (High-Conflict Behavior) مینامد.
نکتهی مهم اینجاست:
این موضوع نه به کمهوشی ربط دارد، نه به بدخواهی؛
بلکه نتیجهی عادت مغز به یک چرخهی تکراری پاداش است.
مدیریت دوپامین (Dopamine Hygiene): تغییر مسیر دعوا در رابطه
اگر دعواهای زناشویی با دوپامین تقویت میشوند، راهحل سرکوب احساسات یا خفه کردن خشم نیست.
راهحل، مدیریت دوپامین (Dopamine Hygiene) است.
دوپامین دشمن شما نیست؛
برای انگیزه، رشد و صمیمیت لازم است.
مشکل زمانی شروع میشود که دوپامین، شما را در چرخهی دعواهای فرسایشی زناشویی نگه میدارد.
مدیریت دوپامین یعنی:
آگاهانه انتخاب کنیم مغز برای چه رفتارهایی پاداش بگیرد.
فقط فهمیدنِ علت دعوا کافی نیست؛
باید الگوی پاداشدهی مغز در رابطه تغییر کند.
و یکی از قویترین ابزارها برای این کار، مرزبندی سالم است.
تمرین مدیریت دوپامین در دعواهای زناشویی
برای شکستن این چرخه، این تمرینها کمککنندهاند:
۱- مکث کنید
قبل از پاسخ دادن، اجازه دهید شدت هیجان پایین بیاید. دعوای فوری، سوخت دوپامین است.
۲- رها کنید
اگر بحثی بارها تکرار شده و به حل مسئله نمیرسد، ادامهدادن آن فقط تغذیهی چرخه است.
۳- تشخیص دهید
از خودتان بپرسید:
«الان دنبال حل مسئلهام یا فقط میخواهم برنده شوم؟»
۴- مرز بگذارید
برای زمان، لحن و انرژیای که صرف دعوا میکنید حد تعیین کنید؛ حتی با کسی که دوستش دارید.
با تکرار این رفتارها، مغز کمکم یاد میگیرد که پاداش واقعی در آرامش، همکاری و امنیت عاطفی است؛ نه در جنگ و جدل.
کلام آخر
هر اختلافی در زندگی زناشویی بد نیست.
گفتوگو و حتی چالش میتواند به رشد رابطه کمک کند.
اما مشکل از جایی شروع میشود که دعوا:
تنها راه تخلیه هیجان
تنها راه دیده شدن
یا تنها راه احساس کنترل
در رابطه میشود.
تغییر واقعی این نیست که در دعواهای کمتری برنده شوید؛
تغییر واقعی این است که برای خوب بودن حالتان، کمتر به دعوا نیاز داشته باشید.
دکتر زهره کشاورز
منبع