چه کسی وقت دکتر بچه را به خاطر میسپارد؟ چه کسی متوجه میشود خرید خانه رو به اتمام است، موعد پرداخت قبضها نزدیک شده یا باید برای مهمانی آخر هفته برنامهریزی کرد؟ چه کسی نهتنها این کارها را به یاد دارد، بلکه چند بار به دیگران یادآوری میکند و در پایان مطمئن میشود همهچیز درست انجام شده است؟
پشت جریان ظاهراً عادی زندگی خانوادگی، نوعی کار ذهنی دائمی جریان دارد؛ کاری که اغلب دیده نمیشود، اما نبودنش میتواند نظم خانه و حتی کیفیت رابطه را بههم بریزد.
اداره زندگی روزمره در خانواده و روابط عاطفی، به مقدار زیادی «به خاطر سپردن» نیاز دارد؛ از وقت ملاقات و خرید مواد غذایی گرفته تا بردن و آوردن بچهها، آمادهکردن غذا، دنبالکردن کارهای اداری، شرکت در دورهمیها و حتی اختصاصدادن زمانی برای صمیمیت با همسر.
توانایی به خاطر سپردن کارهایی که باید در آینده انجام شوند، «حافظه آیندهنگر» نام دارد. به زبان ساده، یعنی به یاد داشته باشیم که قرار بوده کاری را در زمان مناسب انجام دهیم و بعد واقعاً آن را انجام دهیم.
گاهی لازم است پیش از انجام یک کار، بارها آن را به خودمان یادآوری کنیم. گاهی نیز یک نشانه بیرونی ناگهان حافظهمان را فعال میکند. برای مثال، دیدن همسایه ممکن است بستهای را به یادمان بیاورد که اشتباهی به خانه ما تحویل داده شده و هنوز روی میز آشپزخانه مانده است.
حافظه آیندهنگر در روابط و خانواده معمولاً چهار مرحله دارد:
این فعالیت ذهنی اغلب از چشم دیگران پنهان میماند؛ به همین دلیل میتوان آن را نوعی «کار نامرئی» دانست.
در پژوهشی که سال ۲۰۲۲ انجام شد، روانشناسان «ارین هرینگتون» و «سلیندا ریس-ملانکن» بررسی کردند که مسئولیت حافظه آیندهنگر در خانوادههای دارای فرزند چگونه تقسیم میشود.
والدین به پرسشهایی درباره فعالیتهای ذهنی خود و همسرشان پاسخ دادند. همچنین مشخص کردند که در هریک از مراحل برنامهریزی، یادآوری، اجرای برنامه و ارزیابی نتیجه، چقدر برای همسر یا فرزندان خود مسئولیت بر عهده میگیرند.
نتایج، اختلاف قابلتوجهی را میان برداشت پدران و مادران نشان داد.
پدران معمولاً معتقد بودند مسئولیت یادآوری و پیگیری کارهای خانواده به شکلی عادلانه تقسیم شده است؛ اما مادران احساس میکردند بخش بیشتری از این بار شناختی، بهویژه مسئولیتهای مربوط به فرزندان، بر دوش آنهاست.
نکته جالب این بود که ارزیابی مادران از میزان مشارکت پدران، با ارزیابی خود پدران همخوانی داشت. اما وقتی پدران میخواستند میزان کار ذهنی مادران را تخمین بزنند، برآوردشان بهطور محسوسی کمتر از مقداری بود که مادران گزارش میکردند.
بررسیهای بیشتر نیز نشان داد مادران واقعاً سهم بیشتری از فعالیتهای مربوط به حافظه آیندهنگر را انجام میدهند. بخش عمده این تفاوت به مراحل اولیه مربوط میشود: اینکه یک کار چگونه و چه زمانی انجام شود و سپس یادآوری برنامه به فرزندان. پدران نیز در این فعالیتها مشارکت میکردند، اما نه به همان اندازه.
پژوهش دیگری به سرپرستی «لیندزی رابرتسون» نیز نشان داده است که بسیاری از مادران برای حفظ نظم و جریان عادی زندگی خانوادگی، بهطور پیوسته مشغول برنامهریزی و یادآوری هستند.
همین الگو در حمایت زن و شوهر از حافظه یکدیگر نیز دیده شد. پدران معمولاً تصور میکردند میزان کمکی که دو طرف به یکدیگر میکنند تقریباً برابر است. در مقابل، مادران گزارش میکردند که بسیار بیشتر وارد عمل میشوند تا به همسرشان در به خاطر سپردن و انجام کارها کمک کنند.
اما دلیل این اختلاف برداشت چیست؟ چرا پدران و مادران، بار ذهنی موجود در خانه را تا این اندازه متفاوت میبینند؟
یک احتمال این است که پدران اساساً متوجه حجم واقعی فعالیت ذهنی مادران نمیشوند. این لزوماً به معنای آن نیست که آنها آگاهانه از زیر مسئولیت شانه خالی میکنند. ممکن است سهم مادر را کمتر از میزان واقعی تخمین بزنند و سپس به اندازهای مشارکت کنند که از نگاه خودشان منصفانه و برابر به نظر میرسد.
رابرتسون و همکارانش در مطالعهای جامعتر دریافتند که فعالیتهای مربوط به حافظه آیندهنگر در پدران اغلب مشخص، مجزا و قابلمشاهدهاند؛ کارهایی مانند به خاطر سپردن زمان بیرونگذاشتن زباله یا کوتاهکردن چمنها.
در مقابل، مسئولیتهای مادران معمولاً از تعداد زیادی کار کوچک و کمتر قابلمشاهده تشکیل میشود: تنظیم برنامه اعضای خانواده، پیگیری داروهای کودک، به خاطر سپردن موعد قبضها و دهها جزئیات روزمره دیگر.
یکی از مادران شرکتکننده در این پژوهش، مسئولیت خود را «کاری در پسزمینه» توصیف کرد که دائماً به توجه نیاز دارد. او گفت وقتی این فعالیت ذهنی را با اصطلاحات رایج در محیط کار برای همسرش توضیح داد، همسرش بهتر متوجه شد که این وظایف شناختی تا چه اندازه پرتکرار و دائمیاند.
تا زمانی که افراد نتوانند ببینند همسرشان چند بار در روز حافظه آنها و فرزندانشان را پشتیبانی میکند، احتمالاً نمیتوانند ابعاد واقعی این کار ذهنی را درک کنند.
بهجای اینکه همهچیز را به حافظه شخصی بسپاریم، میتوانیم از تقویم خانوادگی، فهرست کارها، جدول مسئولیتها و یادداشتهایی استفاده کنیم که در دسترس همه اعضای خانواده باشند.
این ابزارها هم کارهای پیش رو را برای همه قابلمشاهده میکنند و هم فشار به خاطر آوردن هر مسئولیت در زمان مناسب را کاهش میدهند.
زوجها میتوانند در تمام مراحل، از برنامهریزی تا اجرای کار، از یکدیگر حمایت کنند. توافق برای یادآوری متقابل، احتمال فراموششدن کارها را کاهش میدهد و حافظه را از یک مسئولیت فردی به فعالیتی مشترک تبدیل میکند.
البته هدف این نیست که یک نفر همچنان مدیر همه کارها باشد و فقط به دیگری دستور بدهد؛ مسئولیت برنامهریزی، یادآوری و پیگیری نیز باید واقعاً میان دو نفر تقسیم شود.
اپلیکیشنهای یادآور میتوانند تعهدات روزانه را در زمان مشخص اعلام کنند. برخی برنامهها حتی براساس موقعیت مکانی کار میکنند.
برای مثال، تلفن همراه میتواند هنگام ورود شما به فروشگاه، خرید اقلامی را که برای تهیه دسر نیاز دارید یادآوری کند.
تقویم و جدول مسئولیتها تنها زمانی مفیدند که کارهای کوچک و غیررسمی روزانه نیز شناسایی شده باشند. ابتدا باید همه این وظایف ریز را که به حافظه آیندهنگر وابستهاند، مشخص و شفاف کنیم.
گاهی بار ذهنی اصلی نه از چند کار بزرگ، بلکه از دهها مسئولیت کوچکی تشکیل میشود که هیچگاه نامی برایشان انتخاب نکردهایم.
بهتر است زوجها زمانی منظم برای صحبت درباره برنامهها و مسئولیتهای ذهنی خانه در نظر بگیرند. حتی زمان این گفتوگو نیز میتواند در همان تقویم مشترک ثبت شود.
چنین گفتوگویی فرصتی فراهم میکند تا کارهای پنهان دیده شوند، مسئولیتها دوباره تقسیم شوند و از شکلگیری دلخوری جلوگیری شود.
برنامهریزی، یادآوری برنامه به همسر و فرزندان، انجام کار و سپس بررسی نتیجه، همگی بخشی از بار نامرئی حفظ یک رابطه و اداره خانوادهاند.
مشکل فقط تعداد کارهایی نیست که یک نفر انجام میدهد؛ بلکه مسئولیت دائمیِ فکرکردن به کارها، پیشبینی نیازها و مطمئنشدن از انجام آنهاست. اگر این تلاش دیده و درباره آن گفتوگو شود، زن و شوهر میتوانند همکاری منصفانهتر و رابطه سالمتری داشته باشند؛ تغییری که در نهایت به سود تمام اعضای خانواده خواهد بود.
شرکتکنندگان مطالعه اصلی، زوجهای متأهلی بودند که دستکم یک فرزند ۵ تا ۱۵ ساله بهطور تماموقت با آنها زندگی میکرد. بنابراین، در تعمیم نتایج به همه خانوادهها و انواع روابط باید این محدودیت را در نظر گرفت.
متخصص سلامت باروری و دارندهٔ فلوشیپ پزشکی جنسی؛ عضو هیئت علمی دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی. فعالیت دکتر کشاورز سالهاست که بر آموزش، پژوهش و مشاورهٔ تخصصی در حوزهٔ سلامت باروری و جنسی متمرکز است. با این باور که دانش درست و علمی در این حوزه باید به زبان ساده و قابلفهم در اختیار همه قرار بگیرد.
دربارهٔ دکتر کشاورزمحتوای این صفحه با هدف آموزش عمومی تهیه شده و جایگزین مشاورهٔ حضوری با پزشک نیست.