سلامت باروری

آخرین مطالب «سلامت جنسی و روان»

سلامت جنسی و روان
سندرم ادراری‌ـ‌تناسلی یائسگی چیست و چگونه درمان می‌شود؟

سندرم ادراری‌ـ‌تناسلی یائسگی چیست و چگونه درمان می‌شود؟

بسیاری از زنان پس از یائسگی با خشکی واژن، سوزش، درد هنگام رابطه جنسی یا مشکلات ادراری روبه‌رو می‌شوند؛ اما چون تصور می‌کنند این نشانه‌ها بخشی اجتناب‌ناپذیر از افزایش سن هستند، درباره‌شان با پزشک صحبت نمی‌کنند. مجموعه این علائم با نام «سندرم ادراری‌ـ‌تناسلی یائسگی» یا GSM شناخته می‌شود (نام کامل Genitourinary Syndrome of Menopause)؛ مشکلی شایع که برخلاف گرگرفتگی، معمولاً بدون درمان برطرف نمی‌شود و حتی ممکن است با گذشت زمان شدیدتر شود. سندرم ادراری‌ـ‌تناسلی یائسگی چیست؟ اصطلاح GSM جایگزین عبارت قدیمی‌تر «تحلیل‌رفتگی فرج و واژن» شده است. این سندرم مجموعه‌ای از تغییرات واژن، فرج، مثانه و مجرای ادرار را دربر می‌گیرد که بر اثر کاهش استروژن ایجاد می‌شوند. برآوردها نشان می‌دهد تا ۸۴ درصد زنان پس از یائسگی ممکن است درجاتی از این تغییرات را تجربه کنند؛ بااین‌حال، تنها حدود ۴۰ تا ۵۴ درصد از علائم آزاردهنده شکایت دارند. در میان این افراد: حدود ۷۵ درصد خشکی واژن را تجربه کرده‌اند؛ نزدیک به ۴۰ درصد هنگام رابطه جنسی همراه با دخول درد دارند؛ و ۳۰ تا ۴۰ درصد با تکرر یا فوریت ادرار مواجه می‌شوند. با وجود شیوع بالای این مشکل، کمتر از نیمی از افراد برای درمان آن اقدام می‌کنند. چرا این اتفاق می‌افتد؟ اگرچه GSM بیشتر در زنان پس از یائسگی دیده می‌شود، هر شرایطی که میزان استروژن را کاهش دهد می‌تواند علائم مشابهی ایجاد کند؛ از جمله: دوران شیردهی؛ آمنوره هیپوتالاموسی؛ وضعیتی که در آن مغز به‌طور موقت فعالیت دستگاه تولیدمثل را کاهش می‌دهد و قاعدگی متوقف می‌شود؛ مصرف بعضی داروهای کاهنده یا مهارکننده استروژن برای درمان فیبروم رحم، آندومتریوز یا سرطان پستان؛ برداشتن هر دو تخمدان، با یا بدون برداشتن رحم؛ نارسایی زودرس تخمدان؛ شیمی‌درمانی یا پرتودرمانی سرطان. استروژن به تولید کلاژن، خون‌رسانی مناسب و حفظ ضخامت، انعطاف‌پذیری و رطوبت بافت‌های فرج و واژن کمک می‌کند. همچنین در کنار باکتری‌های مفید واژن، محیط آن را اسیدی نگه می‌دارد. با کاهش شدید استروژن، محیط واژن به سمت قلیایی‌تر شدن می‌رود، بافت‌ها نازک‌تر و خشک‌تر می‌شوند و انعطاف‌پذیری خود را از دست می‌دهند. این تغییرات می‌توانند احتمال عفونت‌های واژن و مجاری ادراری را نیز افزایش دهند. علائم GSM چیست؟ نشانه‌های این سندرم در همه افراد یکسان نیست، اما ممکن است شامل موارد زیر باشد: خشکی، سوزش یا تحریک واژن؛ درد هنگام رابطه جنسی؛ ترشحات غیرعادی؛ احساس نیاز فوری یا مکرر به دفع ادرار؛ سوزش یا درد هنگام ادرار؛ بی‌اختیاری ادرار؛ و عفونت‌های مکرر مجاری ادراری. این علائم می‌توانند خواب، فعالیت‌های روزمره، رابطه عاطفی و جنسی و در مجموع کیفیت زندگی فرد را تحت‌تأثیر قرار دهند. چه درمان‌هایی می‌توانند کمک کنند؟ انتخاب درمان به نوع و شدت علائم، سابقه پزشکی و ترجیح فرد بستگی دارد. روش‌های غیرهورمونی لوبریکانت یا روان‌کننده واژن: برای کاهش موقت خشکی و درد هنگام رابطه جنسی استفاده می‌شود و معمولاً باید نزدیک به زمان رابطه مصرف شود. مرطوب‌کننده واژن: با مصرف منظم می‌تواند خشکی و تحریک واژن را برای مدت طولانی‌تری کاهش دهد. فعالیت جنسی منظم: تحریک جنسی، با دخول یا بدون دخول، ممکن است به حفظ خون‌رسانی و انعطاف‌پذیری بافت‌های واژن کمک کند؛ البته این موضوع نباید به‌صورت اجبار یا توصیه‌ای ناراحت‌کننده مطرح شود. فیزیوتراپی کف لگن: اگر درد هنگام رابطه به دلیل گرفتگی یا سفتی عضلات واژن و کف لگن باشد، فیزیوتراپی می‌تواند مؤثر باشد. دیلاتور واژینال: این ابزارها ممکن است برای کاهش تنگی دهانه واژن یا حفظ انعطاف‌پذیری بافت‌ها به کار روند. لیزر و رادیوفرکوئنسی واژینال: این روش‌ها همچنان آزمایشی محسوب می‌شوند. شواهد فعلی برای اثربخشی و ایمنی بلندمدت آن‌ها کافی نیست و راهنمای سال ۲۰۲۵ انجمن اورولوژی آمریکا نیز استفاده معمول از آن‌ها را تأیید نمی‌کند. چنین درمان‌هایی فقط باید پس از توضیح کامل محدودیت شواهد و با نظر پزشک بررسی شوند. استروژن موضعی و DHEA استروژن موضعی به شکل کرم، قرص یا شیاف واژینال و حلقه واژینال عرضه می‌شود. این درمان‌ها معمولاً دوز پایینی دارند و مستقیماً روی بافت‌های واژن اثر می‌گذارند؛ بنابراین می‌توانند خشکی، سوزش، تحریک و درد هنگام رابطه را کاهش دهند. DHEA یا «پراسترون» نیز هورمونی است که در بافت واژن به مقادیر کمی استروژن و آندروژن تبدیل می‌شود. نوع واژینال آن می‌تواند برای درمان درد هنگام رابطه جنسی مفید باشد. انتخاب این درمان‌ها، به‌ویژه در افرادی که سابقه سرطان‌های حساس به هورمون دارند، باید با مشورت پزشک انجام شود. درمان هورمونی یائسگی درمان هورمونی سیستمیک در سراسر بدن اثر می‌گذارد و معمولاً برای علائمی مانند گرگرفتگی و تعریق شبانه تجویز می‌شود. این درمان ممکن است به بهبود بعضی علائم GSM، افزایش خون‌رسانی واژن و کاهش خشکی نیز کمک کند؛ هرچند برخی افراد در کنار آن همچنان به درمان موضعی نیاز دارند. درمان سیستمیک به شکل قرص، چسب پوستی، ژل یا اسپری در دسترس است. انتخاب نوع درمان و بررسی فواید و خطرات آن باید بر اساس سن، زمان سپری‌شده از یائسگی، سابقه بیماری‌ها و داروهای مصرفی انجام شود. نکات مهمی که باید بدانید سندرم ادراری‌ـ‌تناسلی یائسگی بسیار شایع است، اما قرار نیست آن را صرفاً به‌عنوان بخشی طبیعی و اجتناب‌ناپذیر از افزایش سن تحمل کنید. این مشکل ممکن است در افراد جوان‌تری که به دلایل مختلف با کاهش استروژن روبه‌رو شده‌اند نیز دیده شود. خشکی واژن، درد هنگام رابطه، تکرر ادرار و عفونت‌های ادراری مکرر از نشانه‌های مهم GSM هستند. خوشبختانه درمان‌های متعددی برای کنترل این علائم وجود دارد. اگر چنین نشانه‌هایی را تجربه می‌کنید، صحبت با پزشک یا متخصص زنان می‌تواند نخستین قدم برای انتخاب درمان مناسب باشد. منابع StatPearls: Genitourinary Syndrome of Menopause راهنمای سندرم ادراری‌ـ‌تناسلی یائسگی؛ انجمن اورولوژی آمریکا، ۲۰۲۵ اطلاعات بیماران؛ انجمن یائسگی مرور روایتی تأثیر GSM بر سلامت جنسی و کیفیت زندگی توصیه‌های پنجمین مشاوره بین‌المللی پزشکی جنسی  
ادامه مطلب »
۱۵ شهریور ۱۴۰۵
سلامت جنسی و روان
کافئین چه تأثیری بر سلامت جنسی دارد؟

کافئین چه تأثیری بر سلامت جنسی دارد؟

بیش از ۸۵ درصد بزرگسالان آمریکایی هر روز دست‌کم یک نوشیدنی کافئین‌دار مصرف می‌کنند؛ از قهوه و چای گرفته تا نوشابه و نوشیدنی‌های انرژی‌زا. کافئین می‌تواند بر بسیاری از عملکردهای بدن، از خواب و دفع ادرار تا میل و عملکرد جنسی، اثر بگذارد. کافئین با مسدودکردن عملکرد ماده‌ای به نام «آدنوزین» ما را بیدار نگه می‌دارد. آدنوزین یکی از پیام‌رسان‌هایی است که احساس خواب‌آلودگی را ایجاد می‌کند؛ بنابراین اختلال در عملکرد آن می‌تواند چرخه‌ی طبیعی خواب را نیز به هم بزند. رابطه‌ی میان خواب و عملکرد جنسی در پژوهش‌های متعددی بررسی شده است، اما درباره‌ی ارتباط مستقیم کافئین و سلامت جنسی هنوز اطلاعات چندانی نداریم. بااین‌حال، یافته‌های موجود سرنخ‌هایی در اختیارمان می‌گذارند. کافئین و سلامت جنسی مردان به نظر می‌رسد مصرف معمول کافئین، یعنی حدود ۱۷۰ تا ۳۷۵ میلی‌گرم در روز، تأثیری خنثی یا حتی مثبت بر عملکرد جنسی مردان داشته باشد. این مقدار تقریباً معادل دو تا سه فنجان قهوه است؛ البته میزان دقیق کافئین هر فنجان به نوع قهوه و روش آماده‌سازی آن بستگی دارد. دست‌کم یک مطالعه نشان داده است مردانی که مقدار متوسطی کافئین مصرف می‌کنند، کمتر از دیگران اختلال نعوظ را گزارش می‌دهند. در یک کارآزمایی کوچک نیز مصرف موردی کافئین برای درمان زودانزالی نتایج مثبتی داشت، اما برای رسیدن به نتیجه‌ای قطعی به پژوهش‌های بیشتری نیاز داریم. دلیل احتمالی این ارتباط هنوز کاملاً روشن نیست. از آنجا که قهوه منبع اصلی کافئین روزانه‌ی بسیاری از افراد است، شاید بخشی از این اثر به ترکیبات دیگر قهوه مربوط باشد. قهوه ممکن است از طریق کمک به سلامت قلب و گردش خون، شرایط لازم برای ایجاد و حفظ نعوظ را بهبود دهد. برخی پژوهش‌ها نیز افزایش سروتونین را مطرح کرده‌اند. سروتونین که گاهی «هورمون شادی» نامیده می‌شود، می‌تواند بر خلق‌وخو و جنبه‌های روانی عملکرد جنسی اثر بگذارد. اما مصرف بیش از اندازه‌ی کافئین، به‌ویژه بیشتر از ۳۷۵ میلی‌گرم در روز، ممکن است نتیجه‌ای معکوس داشته باشد. تپش قلب، اضطراب و کمبود خواب از پیامدهای احتمالی مصرف زیاد کافئین هستند و هر سه می‌توانند میل جنسی و عملکرد نعوظ را مختل کنند. کافئین و عملکرد جنسی زنان تأثیر کافئین بر عملکرد جنسی زنان نیز ظاهراً مشابه مردان است؛ یعنی مصرف متعادل معمولاً اثر منفی مشخصی ندارد و شاید در بعضی افراد با پیامدهای مثبتی همراه باشد. کافئین می‌تواند به‌طور موقت دفع ادرار را افزایش دهد. اگر این موضوع با دریافت ناکافی مایعات همراه شود، احتمال کم‌آبی بدن بیشتر می‌شود. کم‌آبی نیز ممکن است خشکی واژن را تشدید کند. کاهش لغزندگی واژن می‌تواند رابطه‌ی جنسی را دردناک کند و حتی در طول روز موجب ناراحتی شود. البته عملکرد جنسی زنان فقط به میزان آب بدن وابسته نیست. کیفیت خواب، سلامت قلب و عروق و وضعیت روانی نیز نقش مهمی دارند. مصرف بیش از اندازه‌ی کافئین ممکن است با افزایش اضطراب و برهم‌زدن خواب، باعث کاهش میل جنسی یا دشواری در برانگیختگی شود. در نهایت، آیا باید قهوه را کنار بگذاریم؟ برای بیشتر افراد، مصرف متعادل کافئین احتمالاً تأثیر منفی قابل‌توجهی بر سلامت جنسی ندارد. نگرانی اصلی زمانی مطرح می‌شود که مصرف کافئین آن‌قدر زیاد باشد که خواب، اضطراب، ضربان قلب یا آب‌رسانی بدن را تحت‌تأثیر قرار دهد. آنچه تاکنون می‌دانیم را می‌توان این‌طور خلاصه کرد: مصرف کم تا متوسط کافئین احتمالاً اثر منفی مهمی بر سلامت جنسی ندارد. مصرف بسیار زیاد آن ممکن است به‌طور غیرمستقیم با اختلال نعوظ، خشکی واژن، رابطه‌ی جنسی دردناک یا کاهش میل جنسی ارتباط داشته باشد. شواهد موجود هنوز محدودند و برای شناخت دقیق اثر کافئین بر هورمون‌ها و عملکرد جنسی به پژوهش‌های بیشتری نیاز داریم. اگر درد هنگام رابطه یا اختلال در عملکرد جنسی شما را آزار می‌دهد، بهتر است با پزشک یا متخصص سلامت جنسی مشورت کنید. منابع   Clark & Landolt (2017) — قهوه، کافئین و خواب Glover et al. (2022) — مصرف کافئین و تستوسترون Lopez et al. (2015) — مصرف کافئین و اختلال نعوظ در مردان McMahon & Meston (2023) — اثر حاد کافئین بر برانگیختگی تناسلی زنان Saadat et al. (2015) — مصرف کافئین و درمان انزال زودرس Schliep et al. (2012) — نوشیدنی‌های کافئین‌دار و هورمون‌های تولیدمثلی زنان پری‌منوپاز  
ادامه مطلب »
۱۵ شهریور ۱۴۰۵
سلامت جنسی و روان اختلالات جنسی
تزریق ژل به آلت تناسلی؛ افزایش قطر با چه هزینه و خطرهایی؟

تزریق ژل به آلت تناسلی؛ افزایش قطر با چه هزینه و خطرهایی؟

تزریق ژل به آلت تناسلی می‌تواند قطر را به‌طور موقت افزایش دهد، اما شواهد بلندمدت آن محدود است و خطرهایی از نامتقارنی و توده تا عفونت و نکروز دارد. آنچه پیش از تصمیم‌گیری باید بدانید.
ادامه مطلب »
۰۱ شهریور ۱۴۰۵
سلامت جنسی و روان روابط زناشویی و سلامت جنسی
بار پنهانی که رابطه‌ها را سرپا نگه می‌دارد

بار پنهانی که رابطه‌ها را سرپا نگه می‌دارد

پشت نظم ظاهری زندگی خانوادگی، کاری ذهنی و نامرئی جریان دارد: به یاد سپردن، یادآوری کردن و پیگیری کارها. پژوهش‌ها نشان می‌دهند این بار بیشتر بر دوش مادران است و پدران حجم آن را کمتر از واقع تخمین می‌زنند.
ادامه مطلب »
۲۴ مرداد ۱۴۰۵
دارو‌ها و هورمون‌ها سلامت جنسی و روان
درصد چربی بدن (و نه BMI) با کاهش تعداد اسپرم مرتبط است

درصد چربی بدن (و نه BMI) با کاهش تعداد اسپرم مرتبط است

پژوهشی تازه در نشریه‌ی Human Reproduction نشان می‌دهد درصد چربی بدن، بهتر از BMI، با کاهش تعداد اسپرم و به‌هم‌خوردن تعادل هورمون‌های مردانه ارتباط دارد. این ارتباط حتی در مردانی که وزن و BMI طبیعی دارند هم دیده می‌شود.
ادامه مطلب »
۱۴ مرداد ۱۴۰۵
سلامت جنسی و روان روابط زناشویی و سلامت جنسی
آیا واقعاً تفاوتی میان عشق‌بازی و برقراری رابطه جنسی وجود دارد؟

آیا واقعاً تفاوتی میان عشق‌بازی و برقراری رابطه جنسی وجود دارد؟

عشق‌بازی و رابطه جنسی یکی نیستند. سه تفاوت کلیدی — غنای زمانی، نزدیکی عاطفی و عمق عاشقانه — و اینکه چرا حس آرامش پس از رابطه، حتی بیش از ارگاسم، پیوند زوجین را تقویت می‌کند.
ادامه مطلب »
۱۱ مرداد ۱۴۰۵
سلامت جنسی و روان روابط زناشویی و سلامت جنسی
قانون ۳۷ درصد و انتخاب همسر: ریاضی واقعاً می‌گوید با چند نفر آشنا شویم؟

قانون ۳۷ درصد و انتخاب همسر: ریاضی واقعاً می‌گوید با چند نفر آشنا شویم؟

قانون ۳۷ درصد یک راه‌حل ریاضی برای مسئله «توقف بهینه» است، نه دستورالعملی برای ازدواج. در این مقاله می‌بینیم این قانون چه می‌گوید، چرا در انتخاب شریک زندگی کار نمی‌کند و به‌جای شمردن تعداد آشنایی‌ها باید چه پرسش‌هایی از خودمان بپرسیم.
ادامه مطلب »
۰۴ مرداد ۱۴۰۵
سلامت جنسی و روان
آیا در یک رابطه یک‌طرفه گیر افتاده‌اید؟

آیا در یک رابطه یک‌طرفه گیر افتاده‌اید؟

۴ نشانه که می‌گوید شما شریک عاطفی نیستید، بلکه فقط «ابزاری» برای پر کردن خلاءهای طرف مقابلید. شاید فکر کنید چون او شما را انتخاب کرده، پس همه چیز عالی است. اما در روابط یک‌طرفه، داستان فرق می‌کند. خیلی از این روابط با هیجان زیاد شروع می‌شوند، اما هدفشان عشق نیست؛ هدفشان استفاده از شماست. در این نوع روابط، شما یک «وظیفه» دارید نه یک جایگاه. وظیفه شما این است که او را آرام کنید، نگذارید تنها بماند یا اعتمادبه‌نفسش را بالا ببرید. در عوض، او رفتاری سرد، کنترل‌گر یا بی‌تفاوت دارد. اگر حس می‌کنید تمام بار رابطه روی دوش شماست، این ۴ نشانه را چک کنید: ۱- رابطه سطحی و توخالی است رابطه ممکن است خیلی سریع جدی شده باشد، اما عمق ندارد. رابطه واکنشی (Rebound): شاید او تازه از یک رابطه بیرون آمده و فقط کسی را می‌خواسته تا تنها نماند. حرف‌های معمولی: مکالمات شما همیشه حول چیزهای پیش‌پاافتاده می‌چرخد. فرار از شناخت: او علاقه‌ای ندارد که واقعاً شما، ترس‌ها و آرزوهایتان را بشناسد. وقتی می‌خواهید بحث عمیقی بکنید، موضوع را عوض می‌کند. نتیجه: شما با کسی هستید که دنیای درونش را به روی شما بسته است. ۲- رفتارش سینوسی است (گاهی گرم، گاهی سرد) این گیج‌کننده‌ترین بخش ماجراست. بی‌ثباتی: یک لحظه که به چیزی نیاز دارد، مهربان و پیگیر است؛ لحظه بعد کاملاً سرد و بی‌تفاوت می‌شود. حضور فیزیکی بدون حضور ذهنی: جسمش پیش شماست، اما فکرش در گوشی، تلویزیون یا جای دیگر است. زمان‌های سخت: دقیقاً وقتی استرس دارید یا به حمایت نیاز دارید، او عقب می‌کشد و ناپدید می‌شود. ۳- تصمیم‌ها را تنهایی می‌گیرد در رابطه سالم، تصمیم‌ها دو نفره است. اما اینجا: عدم تعادل قدرت: او تصمیماتی می‌گیرد (مالی، تفریحی و…) که فقط به نفع خودش است. نادیده گرفتن شما: نیازهای شما را کوچک می‌شمارد و طوری رفتار می‌کند که انگار خواسته‌های خودش اولویت مطلق جهان است. نتیجه: به مرور زمان اعتمادبه‌نفس‌تان را از دست می‌دهید و برای هر کاری منتظر تایید او می‌مانید. ۴- رابطه فقط در تخت‌خواب خلاصه می‌شود رابطه فیزیکی باید اوج صمیمیت باشد، نه تنها نقطه اشتراک. ابزار به جای عشق: او از رابطه جنسی به عنوان جایگزینی برای حرف زدن و صمیمیت عاطفی استفاده می‌کند. بیرون از اتاق خواب: هیچ حرف مشترک، تفریح مشترک یا شوقی برای با هم بودن وجود ندارد. احساس پوچی: قرارهای عاشقانه شبیه یک “معامله” به نظر می‌رسند و بعد از آن احساس تنهایی می‌کنید. چه باید کرد؟ پایان دادن به رابطه سخت است، اما اگر می‌بینید که: ۱- مدام دارید فداکاری می‌کنید تا خودخواهی او را راضی نگه دارید. ۲- عزت‌نفس‌تان هر روز کمتر می‌شود. ۳- استرس جای آرامش را گرفته است. احتمالاً زمان آن رسیده که به فکر ترکِ این بازی نابرابر باشید. تحقیقات نشان می‌دهد ماندن در چنین روابطی (مخصوصاً با افراد خودشیفته) سلامت روان و جسم شما را به شدت تخریب می‌کند. شما لایق رابطه‌ای هستید که در آن دیده و شنیده شوید.   دکتر زهره کشاورزمنبع
ادامه مطلب »
۱۳ دی ۱۴۰۴
سلامت جنسی و روان
آیا می‌دانستید بوسه‌ی عاشقانه قدمتی ۲۱ میلیون ساله دارد؟

آیا می‌دانستید بوسه‌ی عاشقانه قدمتی ۲۱ میلیون ساله دارد؟

بسیاری فکر می‌کنند بوسیدن (دهان به دهان)، یک عادت جدید انسانی است، اما تحقیقات تازه نشان می‌دهد اجداد انسان‌ها و حتی میمون‌های قدیمی هم احتمالاً این کار را می‌کردند. دعوای قدیمی بر سر تاریخچه بوسههمیشه بین دانشمندان بحث بوده که انسان‌ها از کِی شروع به بوسیدنِ عاشقانه کردند. نوشته‌های قدیمی که در عراق و مصر پیدا شده، نشان می‌دهد مردم حداقل از ۴۵۰۰ سال پیش همدیگر را می‌بوسیدند. اما یک نکته وجود دارد: همه‌ی مردم دنیا این عادت را ندارند. به همین دلیل، خیلی‌ها فکر می‌کردند بوسیدن یک رفتار فرهنگی جدید است که انسان‌ها یاد گرفته‌اند و ربطی به غریزه ندارد. اما حالا شواهد جدیدی پیدا شده که داستان را عوض می‌کند. مثلاً معلوم شده که باکتری‌های دهان نئاندرتال‌ها و اجداد ما شبیه هم بوده (که احتمالاً از راه بوسیدن منتقل شده). همچنین، دیده شده که شامپانزه‌ها هم یکدیگر را می‌بوسند. پس شاید تاریخچه‌ی بوسه خیلی قدیمی‌تر از کتاب‌های تاریخ باشد. تحقیقات جدید:گروهی از محققان دانشگاه آکسفورد تصمیم گرفتند ریشه‌ی بوسیدن را پیدا کنند. آن‌ها اول باید مشخص می‌کردند منظورشان از «بوسه» دقیقاً چیست. توافق بر این شد که در این تحقیق، بوسه یعنی: «تماس دوستانه‌ی دهان به دهان با حرکت لب‌ها».این تیم با استفاده از اطلاعات مربوط به میمون‌های امروزی و مدل‌های پیشرفته کامپیوتری، شجره‌نامه‌ی اجداد انسان و میمون‌ها را بررسی کردند تا بفهمند در گذشته‌های دور چه اتفاقی افتاده است. نتیجه‌ی شگفت‌انگیز:نتیجه‌ی تحقیق خیلی جالب بود: رفتار بوسیدن احتمالاً حدود ۲۱ میلیون سال پیش در اجداد میمون‌مانند ما شروع شده است.همچنین به احتمال خیلی زیاد (۸۴ درصد)، نئاندرتال‌ها (که عموزاده‌های منقرض‌شده ما هستند) هم یکدیگر را می‌بوسیدند. محققان می‌گویند این نشان می‌دهد که شاید روابط اجداد ما و نئاندرتال‌ها، خیلی عاشقانه‌تر از چیزی بوده که قبلاً فکر می‌کردیم. چرا اصلاً می‌بوسیم؟هنوز دقیقاً نمی‌دانیم چرا این رفتار شروع شده، چون بوسیدن می‌تواند باعث انتقال بیماری هم بشود. اما دانشمندان دو نظریه اصلی دارند:۱.⁠ ⁠انتخاب جفت مناسب: بوسیدن به حیوانات (و انسان‌ها) کمک می‌کند سلامتی طرف مقابل را ناخودآگاه بررسی کنند. مثلاً بوی بد دهان می‌تواند نشانه‌ی بیماری باشد و حیوان تصمیم می‌گیرد با آن فرد جفت‌گیری نکند.۲.⁠ ⁠آشتی و دوستی: نظریه دوم می‌گوید بوسیدن برای محکم‌تر کردن روابط دوستی و آشتی کردن است. یکی از محققان می‌گوید: «شامپانزه‌ها واقعاً بعد از دعوا، همدیگر را می‌بوسند و آشتی می‌کنند.» نتیجه‌گیریبه نظر می‌رسد بوسیدن یک رفتار ریشه‌دار و قدیمی در تکامل ماست، نه فقط یک مُد جدید. البته، فرهنگ هم نقش مهمی دارد. چون هنوز هم در برخی فرهنگ‌ها بوسیدن لب‌ها رایج نیست، پس می‌توان گفت بوسیدن ترکیبی از یک غریزه بسیار قدیمی و عادت‌های فرهنگی ماست.   دکتر زهره کشاورزمنبع
ادامه مطلب »
۳۰ آذر ۱۴۰۴
سلامت جنسی و روان
چرا باید درباره «تجربه‌های جنسی ناخواسته» صحبت کنیم؟

چرا باید درباره «تجربه‌های جنسی ناخواسته» صحبت کنیم؟

افسردگی یکی از شایع‌ترین مشکلات سلامت روان است و عوامل زیادی می‌توانند در بروز آن نقش داشته باشند: مشکلات خانوادگی، بیماری‌های طولانی‌مدت، اتفاقات تلخ زندگی، برخی داروها و…پژوهش‌ها نشان می‌دهد که یک عامل دیگر هم وجود دارد که اغلب نادیده گرفته‌ می‌شود: رابطه جنسی اجباری یا ناخواسته. در یک تحقیق جدید، داده‌های بیش از ۱۲۰۰ زن بررسی شد. نتیجه تکان‌دهنده بود:زنانی که در زندگی‌شان تجربه‌ی رابطه جنسی اجباری داشته‌اند، بیش از ۲ برابر بقیه زنان، به افسردگی دچار می‌شوند.نکته مهم اینجاست که این افسردگی می‌تواند سال‌ها یا حتی دهه‌های بعد بروز کند، طوری که تجربه اولیه و مشکل فعلی ممکن است در ذهن فرد به هم ربط داده نشود. افسردگی دلایل زیادی دارد و شاید به این مورد خاص به قدر کافی توجه نشده است.بسیاری از زنان درباره‌ی تجربه‌های جنسی ناخواسته صحبت نمی‌کنند، چون سخت است، شرم‌آور به نظر می‌رسد یا نمی‌دانند که ممکن است سال‌های بعد روی سلامت روانشان اثر بگذارد.در سال‌های اخیر، جنبش‌هایی مثل MeToo باعث شده زنان بیشتری درباره تجربه‌های خود صحبت کنند و همین موضوع ابعاد واقعی مشکل را آشکار کرده است. آمار نگران‌کنندهطبق گزارش CDC:از هر پنج زن، یک نفر در طول زندگی خود درجاتی از رابطه جنسی اجباری را تجربه می‌کند.این رقم برای مردان حدود یک نفر از هر ۵۰ نفر است.بیشترین گروه در معرض خطر، زنان جوان بین سنین ۱۸ تا ۲۹ سال هستند.افزایش گزارش‌ها، به این معنی نیست که لزوماً تجاوز بیشتر شده؛ بلکه زنان بیشتری حاضرند درباره‌ی آن حرف بزنند و کمک بگیرند. چرا دانستن این موضوع مهم است؟اگر تجربه آزار جنسی به شکل درست شناسایی و درمان نشود، می‌تواند سال‌ها در ذهن فرد باقی بماند و بعدها خود را به شکل افسردگی نشان دهد.به همین دلیل، متخصصان سلامت روان توصیه می‌کنند هنگام درمان افسردگی، پزشکان و درمانگران باید حتماً درباره تجربه‌های جنسی ناخواسته سؤال کنند؛ البته با نهایت احترام و حساسیت. حرف آخرافسردگی همیشه علت مشخصی ندارد. اما اگر شما یا فردی که می‌شناسید تجربهٔ جنسی ناخواسته داشته و اکنون دچار غم شدید، اضطراب یا افسردگی است، این واکنش طبیعی است. در چنین شرایطی، صحبت با یک متخصص می‌تواند کمک زیادی کند و روند بهبود را آسان‌تر سازد.   دکتر زهره کشاورزمنبع
ادامه مطلب »
۱۵ آذر ۱۴۰۴
سلامت جنسی و روان
۴ جمله‌ای که هرگز نباید به شریک عاطفی خود بگویید

۴ جمله‌ای که هرگز نباید به شریک عاطفی خود بگویید

یکی از بهترین احساس‌های دنیا این است که بدانی کسی پشتت ایستاده است. وقتی روزهای سختی را می‌گذرانیم، آگاهی از اینکه می‌توانیم به شریک زندگی‌مان تکیه کنیم، آرامش و اطمینان زیادی می‌دهد.اما گاهی ذهن یا حالمان در وضعیت درستی نیست و نمی‌توانیم همان‌قدر که باید، از او حمایت کنیم. شاید حتی در برابرش دیوار بکشیم یا واکنش تندی نشان دهیم و همین باعث ایجاد فاصله‌ی عاطفی شود. فاصله‌ای که ممکن است در نحوه‌ی پاسخ دادنمان به نیازهای عاطفی او آشکار شود. در ادامه، چهار جمله‌ی رایج اما آسیب‌زا را می‌خوانید که ممکن است ناخواسته شریک زندگی‌تان را از شما دور کند، همراه با راهکارهایی برای جایگزین کردن آن‌ها با پاسخ‌هایی سالم‌تر و همدلانه‌تر.   ۱. «زندگی همینه دیگه» وقتی چنین جمله‌ای می‌گوییم، معمولاً نمی‌خواهیم ناراحتی طرف مقابل را نادیده بگیریم، اما در عمل همین اتفاق می‌افتد.درست است که بسیاری از اتفاق‌های زندگی از کنترل ما خارج‌اند، اما شریک شما در آن لحظه دنبال همدلی است، نه فلسفه‌ بافی درباره‌ی واقعیت زندگی.جمله‌ی «زندگی همینه» احساسی را منتقل می‌کند که انگار مشکل او بی‌اهمیت یا پیش‌پاافتاده است و باید سریع از آن بگذرد. درحالی‌که او فقط می‌خواهد شنیده و درک شود. یکی از مهارت‌های مهم در روابط سالم، پاسخ دادن به درخواست‌های عاطفی است. یعنی وقتی شریک‌تان سعی می‌کند توجه یا حمایت شما را جلب کند، با گرمی و پذیرش پاسخ دهید. تحقیقی در سال ۲۰۱۵ در Journal of Family Psychotherapy نشان داد زوج‌هایی که قبل از بروز اختلاف، ارتباط عاطفی عمیق‌تری برقرار کرده بودند، بهتر از دیگران می‌توانستند تعارض‌ها را حل کنند. بنابراین به‌جای اینکه واقعیت را در صورت شریک‌تان بکوبید، فقط حاضر باشید. بگویید: «اگه دوست داری، من اینجام تا حرف بزنیم.»یا«می‌خوای فقط گوش بدم یا کمکی هم ازم برمیاد؟» ایجاد ارتباط عاطفی همیشه باید قبل از حل مسئله باشد.   ۲. «نمی‌دونم چی باید بگم» این جمله معمولاً زمانی گفته می‌شود که احساس درماندگی یا دفاعی بودن داریم؛ به‌ویژه در میان مردان. ممکن است احساس کنیم شریک‌مان از ما انتظار دارد همه‌چیز را درست کنیم و چون نمی‌دانیم چه باید بگوییم، به‌طور ناخودآگاه از گفت‌وگو فرار می‌کنیم.اما این جمله به گوش طرف مقابل سرد و بی‌تفاوت می‌رسد. به‌جای آن، می‌توانید بگویید: «الان مطمئن نیستم چطور باید جواب بدم، ولی می‌خوام حست رو بفهمم.»یا«بذار کمی فکر کنم تا بهتر حرف‌هات رو درک کنم.» وقتی شریک‌تان موضوعی را مطرح می‌کند که شما هم در آن نقشی دارید، مهم است بخشی از مسئولیت را بپذیرید. یادتان باشد شما در یک تیم هستید. مقابل مشکل، نه مقابل هم.   ۳. «اون مشکل توئه، نه من» در نگاه اول ممکن است این جمله نوعی مرزبندی سالم به نظر برسد، اما در واقع دیواری عاطفی می‌سازد.درست است که نباید همه‌ی مشکلات شریک‌تان را شخصاً به دوش بکشید، اما مرزگذاری با بی‌تفاوتی فرق دارد. این جمله فقط این پیام را منتقل می‌کند که «تنهایی، خودت حلش کن.» گاهی تمایل به استقلال بیش از حد باعث می‌شود از حمایت کردن بترسیم. اما هیچ رابطه‌ای بدون حمایت متقابل عاطفی دوام نمی‌آورد. عشق واقعی فقط برای زمان‌های خوب نیست. به‌جایش بگویید: «می‌دونم این موضوع اذیتت کرده، چطور می‌تونم کنارت باشم؟»یا«با هم حلش می‌کنیم.» رابطه یعنی "ما در برابر مشکل”، نه "من در برابر تو."   ۴. «این‌که چیزی نیست» شاید برای شما موضوع کوچکی باشد، اما برای او مهم است. وقتی می‌گویید «چیزی نیست»، در واقع احساساتش را بی‌ارزش می‌کنید.حمایت عاطفی واقعی از کنجکاوی نسبت به دنیای درونی او شروع می‌شود. بپرسید چرا این مسئله برایش مهم است و چه چیزی باعث ناراحتی‌اش شده. می‌توانید بگویید: «می‌فهمم که ناراحتت کرده، می‌تونی برام توضیح بدی دقیقاً چی اذیتت کرده؟»یا«برام بگو چی شده، می‌خوام بهتر بفهمم.» شریک‌تان برای احساس امنیت فقط نیاز دارد بداند که شما کنارش هستید، قضاوتش نمی‌کنید و برای احساساتش اهمیت قائلید. حتی اگر کاملاً درکش نکنید. رشد عاطفی در رابطه از خودآگاهی شروع می‌شود: اینکه بفهمید چرا گاهی از نزدیکی عاطفی فاصله می‌گیرید.با تمرین همدلی و پذیرش دیدگاه‌های متفاوت، نه‌تنها شریک بهتری می‌شوید، بلکه انسان پخته‌تری نیز خواهید شد.   دکتر زهره کشاورزمنبع
ادامه مطلب »
۲۸ مهر ۱۴۰۴
سلامت جنسی و روان
باورهای نادرست در مورد انواع سبک دلبستگی

باورهای نادرست در مورد انواع سبک دلبستگی

بسیاری از درمانگران آموزش عمیقی در زمینه‌ی نظریه‌ی دلبستگی ندیده‌اند، و کاربران شبکه‌های اجتماعی هم همین‌طور. سبک دلبستگی در واقع چیست؟دلبستگی، برخلاف برداشت رایج، «سبک رفتاری» نیست؛ بلکه سامانه‌ای زیستی و تکاملی است که تعیین می‌کند انسان‌ها در شرایط فشار و اضطراب چگونه به دنبال امنیت، نزدیکی و آرامش در روابط خود می‌گردند. در کودکی، این نیاز در تمایل کودک برای پناه بردن به مراقب اصلی‌اش دیده می‌شود.در بزرگسالی، زمانی فعال می‌شود که برای حمایت عاطفی یا اطمینان خاطر به شریک زندگی یا عزیزان خود رو می‌آوریم.دلبستگی در اصل، رقص میان جست‌وجوی امنیت و پاسخ‌دادن به آن است؛ فرآیندی پویا، نه ثابت، و بر پایه‌ی تجربه‌های زیسته در روابط عاطفی عمیق شکل می‌گیرد. در مقابل، «سبک‌های دلبستگی» (مثل ایمن، مضطرب، اجتنابی یا آشفته) ابزارهایی پژوهشی‌اند برای توصیف الگوهای رفتاری هنگام فعال شدن سامانه‌ی دلبستگی.این دسته‌بندی‌ها ابزار فهم‌اند، نه هویت فردی. رفتارهای دلبستگی بسته به شرایط، میزان استرس و کیفیت رابطه تغییر می‌کنند.به‌عبارت دیگر، دلبستگی یک فرآیند زنده است؛ سبک‌ها فقط میان‌بُرهای توصیفی‌اند. افسانه‌ی «تیپ‌های ثابت» دلبستگیدر شبکه‌های اجتماعی، دلبستگی اغلب به‌صورت چهار «نوع ثابت» معرفی می‌شود: مضطرب، اجتنابی، ایمن، و آشفته.اما پژوهش‌های جدید چیز دیگری می‌گویند: دلبستگی یک ویژگی ثابت شخصیتی نیست، بلکه سیال، وابسته به موقعیت و رابطه‌محور است. ممکن است فردی در یک رابطه احساس امنیت کند اما در رابطه‌ای دیگر خیر. بسته به اینکه شریک عاطفی‌اش چگونه به او پاسخ می‌دهد.باور به اینکه «همیشه یک نوع خاص هستیم» حس درماندگی ایجاد می‌کند و فرآیندی پیچیده و زنده را به الگویی ایستا و سطحی تبدیل می‌کند. اشتباه گرفتن نیازهای طبیعی با مشکل دلبستگینیاز به نزدیکی شما را «مضطرب» نمی‌کند؛ همان‌طور که نیاز به فضا و استقلال شما را «اجتنابی» نمی‌سازد.وقتی شبکه‌های اجتماعی این نیازهای عادی را با «پرچم قرمز» اشتباه می‌گیرند، مردم ممکن است از انسان بودن خود شرمگین شوند. دلبستگی ویژگی فردی نیست که آن را با خود حمل کنید؛ بلکه چیزی است که در تعامل با دیگران شکل می‌گیرد.احساس امنیت شما بستگی دارد به اینکه شریک‌تان چگونه به درخواست‌های عاطفی شما پاسخ می‌دهد.آنچه در یک رابطه «اجتنابی» به نظر می‌رسد، ممکن است در رابطه‌ای دیگر با حضور شریک پاسخ‌گو و امن از بین برود.وقتی دلبستگی را پروژه‌ای فردی می‌دانیم، اصل ماجرا را از دست می‌دهیم:امنیت احساسی ساخته‌ی همکاری دو نفره است. در اینترنت اغلب توصیه‌هایی سطحی دیده می‌شود:«اگر مضطرب هستی، این پیام را بفرست»،«از افراد اجتنابی فاصله بگیر»،«فقط با آدم‌های ایمن قرار بگذار».اما دلبستگی مجموعه‌ای از الگوهای عمیق اعتماد، آسیب‌پذیری، و تنظیم هیجان است.تغییر در این حوزه با «ترفند» رخ نمی‌دهد؛ بلکه با تجربه‌های پی‌درپیِ پاسخ‌گویی و اعتمادسازی شکل می‌گیرد؛ اغلب از طریق درمان یا کار آگاهانه بر رابطه. نادیده گرفتن فرهنگ و رشد فردیدلبستگی در فضای مجازی معمولاً جهانی و یک‌دست فرض می‌شود، در حالی که فرهنگ و سن نقش مهمی دارند.هنجارهای مربوط به استقلال یا نزدیکی در جوامع مختلف متفاوت‌اند.همچنین الگوهای دلبستگی در طول عمر تغییر می‌کنند.بدون این ظرافت، ممکن است رفتاری که در یک فرهنگ سالم است، در فرهنگی دیگر به اشتباه نشانه‌ی ناامنی تلقی شود. مهم‌ترین واقعیت نادیده‌گرفته‌شده: قرار عاشقانه دلبستگی نیستسیستم دلبستگی در روابط سطحی یا آشنایی‌های اولیه فعال نمی‌شود.دلبستگی زمانی شکل می‌گیرد که رابطه‌ای عاطفی، نزدیک و سرمایه‌گذاری‌شده وجود داشته باشد.در مراحل ابتدایی آشنایی ممکن است فرد اضطراب یا ترجیحاتی نشان دهد، اما این به معنی الگوی دلبستگی نیست.برچسب زدن به هر قرار اولِ ناموفق به‌عنوان «اجتنابی» یا «مضطرب» سوءبرداشت است. وقتی دلبستگی را به چند هشتگ در شبکه‌های اجتماعی تقلیل می‌دهیم، از موضوع اصلی دور می‌شویم:ساختن رابطه‌هایی مبتنی بر امنیت، اعتماد و پاسخ‌گویی متقابل.پس دفعه‌ی بعد که پستی دیدید که کسی را بر اساس «سبک دلبستگی» تشخیص می‌دهد،کمی مکث کنید و بپرسید:چطور می‌توانیم با هم احساس امنیت و مراقبت بیشتری ایجاد کنیم؟آن‌جاست که رابطه‌ها واقعاً تغییر می‌کنند.   دکتر زهره کشاورزمنبع
ادامه مطلب »
۲۲ مهر ۱۴۰۴